دیرتر رسیدن و زودتر گرفتار شدن

امام حسین علیه السلام:

مَن حاوَلَ اَمراً بِمَعصِیَةِ اللهِ کانَ اَفوَتُ لِما یَرجو و اَسرَعُ لِما یَحذَرُ.؛
کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود.

(بحارالانوار، ج78، ص120)

طبیب خودت. بیمار خودت. راه درمان هم بلدی. بسم الله


قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:
 لِرَجُلٍ إِنَّكَ قَدْ جُعِلْتَ طَبِيبَ نَفْسِكَ وَ بُيِّنَ لَكَ الدَّاءُ وَ عُرِّفْتَ آيَةَ الصِّحَّةِ وَ دُلِلْتَ عَلَى الدَّوَاءِ فَانْظُرْ كَيْفَ قِيَامُكَ عَلَى نَفْسِكَ

امام صادق عليه السلام به مردى فرمود:
تو طبيب خود هستى و بيمارى براى تو روشن و آشكار گرديده است و نشانه تندرستى و سلامت را دانسته اى و بر داروى دردت نيز راهنمايى شده اى ، پس بنگر كه چگونه به كار نفس خويش مى پردازى .

کتاب جهاد نفس ح 3

هدف آفرینش انسان

جعفر بن محمد بن عمارة عن أبيه قال : « سألتُ الصادقَ جعفرَ بن محمد (عليه السلام)فَقُلتُ له : لِمَ خلقَ اللهُ الخَلق » ؟ فقال : « إنّ اللهَ تبارَكَ وتَعالى لَم يَخلُقْ خَلقَه عَبَثاًوَلم يَترُكهُم سُدىً ، بَل خَلَقَهُم لاِظهار قُدرَتِهِ وَلَيكَلّفَهُم طاعَتَه ، فَيَستَوْجِبوا بِذلك رِضوانَه ; وَما خَلَقَهُم لِيَجلِبَ مِنهم مَنفَعةً ، وَلا لِيَدفَع بِهِم مَضرّةً ، بل خَلَقَهُم لِينفَعَهُم وَيوصِلَهم إلى نعيمِ الأبد ».
جعفر بن عماره از پدرش روايت مى كند كه گفت : « از حضرت صادق (عليه السلام)پرسيدم خدا انسان ها را براى چه هدفى آفريد » ؟ امام فرمود : « خداى بزرگ انسان را بيهوده نيافريد و باطل و بى جهت وا نگذاشت ، بلكه براى اظهار قدرتش آفريد و براى اين كه طاعتش را به آنان تكليف كند ، در نتيجه به خاطر طاعتش مستوجب رضايتش شوند ; و آنان را نيافريد تا از جانب آنان منفعتى جلب كند و زيان و خسارتى دفع نمايد ، بلكه آنان را آفريد تا سودى به آنان رساند و ايشان را به نعمت هاى ابد برساند » .
علل الشرايع : 1 / 9 ، باب 9 ، حديث 2 ; بحار الانوار : 8 / 313 ، باب 15 ، حديث 2 .

بیراهه رفتن


سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ الْعَامِلُ عَلَى غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ الطَّرِيقِ لَا يَزِيدُهُ سُرْعَةُ السَّيْرِ إِلَّا بُعْدا 

امام صادق عليه السلام ميفرمود:

هر كه بدون بصيرت عمل كند مانند كسى است كه بيراهه ميرود هر چند شتاب كند از هدف دورتر گردد.

(الكافي، ج‏1 ،43 )